ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

100

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) گويد اسماعيل بن ابراهيم اسدى ، از عمران بن حدير ضمن حديثى كه روايت مىكرد ما را خبر داد كه * نام ابو عثمان ، عبد الرحمان و نام پدرش ملّ بوده است . گويد يزيد بن هارون ، از گفتهء حجاج بن ابى زينب پدر يوسف بن حجاج ما را خبر داد كه مىگفته است از ابو عثمان نهدى شنيدم مىگفت * به روزگار جاهلى سنگى را مىپرستيديم . آوايى شنيديم كه مىگفت : اى مردان و خاندان مردان مرد ، خداى شما نابود شد او را دريابيد . ما سوار بر شتران رهوار و چموش شديم و در همان حال كه در جستجو بوديم آوايى شنيديم كه مىگفت : ما خداى شما يا شبيه او را پيدا كرديم . به سوى صدا رفتيم از سنگى آن صدا برمىخاست ، كنار آن شتران قربانى را قربان كرديم . گويد عفان بن مسلم ، از ثابت بن يزيد ، از عاصم احول ما را خبر داد كه مىگفت * از ابو عثمان نهدى پرسيدم آيا پيامبر ( ص ) را ديده‌اى ؟ گفت : نه . گفتم : ابو بكر را ديده‌اى ؟ گفت : نه ولى از عمر هنگامى كه به كار قيام كرد پيروى كردم و او سه بار از ما زكات گرفت و به حضور پيامبر ( ص ) برد . گويد احمد بن عبد الله بن يونس ما را خبر داد و گفت زهير ، از گفتهء عاصم ، از خود ابو عثمان براى ما نقل كرد كه مىگفته است * دوازده سال با سلمان همنشينى كردم . گويد عفان بن مسلم ، از حماد بن سلمة ، از حميد ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو عثمان نهدى مىگفت كه يكصد و سى سال از عمر من گذشته است . و هيچ چيز در من نبوده مگر اينكه آن را فراموش كرده‌ام جز آرزو كه آن را بر همان حال كه بوده است مىيابم . گويد حسن بن موسى ، از گفتهء حماد بن سلمه ، از ثابت بنانى ، از ابو عثمان نهدى ما را خبر داد كه مىگفته است * من مىدانم خداوند متعال چه هنگام از من ياد مىفرمايد . از او پرسيدند از كجا مىدانى ؟ گفت : از آن جا كه خداوند تبارك و تعالى مىفرمايد : « مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم » « 1 » در اين صورت هر گاه خدا را ياد كنم مرا ياد مىفرمايد . گويد : هر گاه دعا مىكرديم ، ابو عثمان مىگفت : به خدا سوگند كه خدا مستجاب مىفرمايد و اين آيه را مىخواند « دعا كنيد و مرا فراخوانيد تا براى شما مستجاب سازم » « 2 » گويد فضل بن دكين از گفتهء ابو طالب عبد السلام بن شدّاد ما را خبر داد كه مىگفته

--> ( 1 ) بخشى از آيهء 152 ، سورهء دوم - بقره . ( 2 ) بخشى از آيهء 60 ، سورهء چهلم - غافر .